مترجم زبان فارسی به عربی و عربی به فارسی/مترجم اللغه العربیه و الفارسیه


+ داستان عربی و ترجمه فارسی آن

دَم أبی
قصة قصیرة جدا
خون پدرم سبد از دست کودک افتاد. قلب کودک بر روی آسفالت فرو افتاد .
سبد افتاد، سبدی که در آن یک بطری از شراب بود
.
مایع سرخ بر روی آسفالت روان شد
.
کودک یک لحظه هراسناک ایستاد، سپس بر روی زانو نشست وشیشه های بطری را جمع کرد
.
روی مایع کف سفیدی انباشته شد
.
مگس بر آن نشست
.
کودک سدی از خاک ساخت و مایع سرخ را پشت آن جمع کرد
.
کودک بر ساعدهاى خود قرار گرفت. بد نیست بدانید ساعدهاى او بسیار لاغر بود
.
کودک روی ساعدهاى خود شیشه های بطری را جمع کرد وروی هم نهاد وتلاش کرد تا مگر بطری تازه ای بسازد
.
چرا نمی تواند؟ اشکش جاری شد و روی آسفالت ریخت
.
با دست راستش سد دیگری ساخت، سپس با دست چپ وپس از آن با هر دو دست
.
کودک روی زانوهایش برخاست
.
صدا زد
:
به من بدهید(در حالی که نمی دانست چه می خواست ) تا در آن خون پدرم را جمع کنم
...
ونیز خون خودم را ...
دم أبی
سقطت السلة من ید الطفل . سقط قلب الطفل فوق الاسفلت
سقطت السلة . سلة بها قارورة خمر
جرى السائل الأحمر فوق الإسفلت .
وقف الطفل لحظة مرعوبا ، ثم وقع على رکبتیه یجمع زجاج القارورة .
تکثفت فوق السائل رغوة بیضاء .
وقع علیها الذباب .
بنى الطفل سدا من التراب جمع وراءه السائل الأحمر .
وقع الطفل على زندیه . لتذکیرکم ، زنداه نحیلان ، نحیلان جدا
وقع الطفل على زندیه یجمع زجاج القارورة . یرکبه فوق بعضه
یحاول صنع قارورة جدیدة . لم لا یحاول ؟
جرى دمه . جرى دمه فوق الاسفلت
بنى سدا آخر بکف یده الیمنى ، ثم الیسرى ، ثم الاثنتین .
قام الطفل على رکبتیه . نادى :
- أعطونی ( لم یدر ماذا یطلب ) . أجمع فیه دم أبی ...
ودمی .
در صورت نیاز به ترجمه حرفه ای برای زبان عربی یا فارسی حتما با ما تماس بگیرید .در ضمن می توانید علاوه بر استفاده از قیمتهای بسیار مناسب ما جهت ترجمه متون و ترجمه همزمان هر دو زبان عربی و فارسی ،میتوانید از خدمات مشاوره ما از طریق تلفن به شکل مجانی استفاده کنید. شماره تماس  ٠٩١٩۶٣٢٣٣۶٠و یا به این ایمیل نامه بنویسید  saeid.1000@gmail.com ما با کمال افتخار اماده کمک به شما هستیم/سعید
نویسنده : سعید ; ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/٩
    پيام هاي ديگران()   لینک